تاریخچه و فلسفه شب یلدا در ایران باستان

رب خانگی

تاریخچه و فلسفه شب یلدا در ایران باستان

شب یلدا

شب یلدا



 

شب یلدا (چله) بلندترین شب سنه است که از پیشترها درایران بوده است. دور هم جمع شدن از آیین ها نیکی است که از آنان به‌ یادگار باقیمانده است.

شب یلدا :

یا همان شب اربعین طولانی ترین شب سال، آخرین روز فصل پاییز و نخستین شب از فصل زمسـتان است. در شب چله فاصله ی بین غروب آفتاب الی طلوع خورشید در بامداد نخست دی ماه بیشترین درازا شب را دارد، طولانی‌ترین شب سنه به این معنا نیست که طول این شب نسبت به شب‌های سایر خیلی بلند تر است بلکه گاها این طولانی بودن به کمتر از یک دقیقه می‌رسد.

ایرانیان از قدیم الایام بر این ایمان بوده‌اند که فردای شب یلدا با دمیدن خورشید، روزها بلند تر شده و تابش نور ایزدی فزونی می‌یابد، واپسین،انجام پاییز و نخست زمستان را شب تولد مهر یا زایش خورشید می‌خواندند و برای آن جشن بزرگواری برپا می‌کردند.

 

تاریخچه شب یلدا :

شب یلدا و جشن‌هایی که در شب چله برگزار می‌شوند، یک سنت قدیمی هستند و پیروان آئین میتراییسم آن را از خیلی سال قبل در کشورمان ایران برگزار می‌کرده‎اند.

بسیاری بر این باورند که ریشه‌ی پاس‌داشت شب چله یا شب یلدا میراث قوم کاسپیان است. کاسپ‌ها از نخستین اقوام آریائی هستند که وارد ایران شدند.

کاسپ‌ها مردمانی با چشم‌های کبودرنگ و موهای بور بودند که آغاز در گیلان امروزین سکنی گزیدند و بعد از چندی به نقاط سایر ایران مهاجرت کردند.

چون گنگی فرا می‌رسید در نشان روشنایی آتش ابهام اهریمنی را از بین می‌بردند. در این شب مهم یا تولد خورشید کسان بعید هم جمع می‌شدند و جهت رفع این نحوست آتش می‌افروختند و خوان ویژه مثل سفره یی که عید نوروز تعبیه می‌کنند اما درونمایه آن متفاوت است می‌گستراندند و هر آنچه میوه اخیر فصل که نگهداری شده بود و میوه‌های خشک در سفره می‌نهادند.

این سفره جنبه معنوی داشته و مقدس بوده و از ایزدِ خورشید روشنایی و برکت می‌طلبیدند تا در زمستان به خوشی سر کنند و میوه‌های تازه و خشک و چیزهای سایر در سفره تمثیلی متعلق به بود که بهار و تابستانی پربرکت داشته باشند و همه شب را در نشانه چراغ و روشنایی و آتش می‌گذراندند الی اهریمن فرصت دژخویی و فساد نیابد.

 

چله اول :

چله نخست که نخستین روز زمستان و یا اولین شب آن است تولد مهر و خورشید شکست ناپذیر است، زیرا مردم دوره‌های گذشته که پایه زندگی‌شان برکشاورزی و چوپانی قرار داشت و در طول سنه با سپری شدن فصل‌ها و تضادهای طبیعت خو داشتند و براثر تجربه و گذشت سررسید با گردش خورشید و تغییر فصول و ارتفاع و کوتاه روز و شب و جهت حرکت و قرار ستارگان آشنایی یافته و کارها و فعالیتشان را براساس آن تنظیم می‌کردند و به تدریج دریافتند که کوتاه‌ترین ایام واپسین روز پاییز یعنی سی‌ام آذر و بلندترین شب‌ها شب اول زمستان است ولی بی درنگ پس از این با ابتدا دی روزها بلندتر و شب‌ها کوتاهی تر می‌شود.

یلدا در ۱۰۰۰ سنه پیش :

در زمان ابوریحان بیرونی به دی ماه، «خور ماه» (خورشید ماه) نیز می‌گفتند که اولین روز آن خرم روز اسم داشت و ماهی بود که آیین‌های بسیاری در آن برگزار می‌شد. متعلق به جا که خرم روز، نخستین روز دی ماه، بلندترین شب سال را پشت سر دارد پیوند آن با خورشید معنایی عمیق می‌یابد. از پس بلندترین شب سال که ما آن را شب یلدا می نامیم، خورشید از نو زاده می‌شود و طبیعت دوباره خواست زندگی ساز می‌کند و خرمی‌ عالم را فرا می‌گیرد.

جشن کریسمس یا جشن شب یلدا

مراسم شب چـله از راه ایران به قلمرو رومیان راه یافت و جشن «ساتورن» خوانده می‌شد.

جشن ساتورن نیز پس از مسیـحی شدن رومی‌ها اعتبار خود را از دست نداد و پیوستگی یافت که در همان اولین قرن آزاد شدن پیروی از مسیحیت در وسط رومیان، با تصویب سرپرست وقت کلیسا، کریسمس (مراسم میلاد مسیح) را ۱۷ دسامبر پیمان دادند که چهار روز و در سال‌های کبیسه سه روز بیشتر از یلدا فاصله ندارد و مفهوم هر دو کلمه هم یکی است. از آن پس این دو میلاد تقریباً باهم برگزار می‌شده‌اند.

آراستن سرو و کاج در کریسمس هم اقتباس شده از ایران باستان و مراسمات شب یلدای ما ایرانیان است.

ایرانیان به این دو درخت مخصوصاً درخت سرو به چشم نشان و مظهری از مقاومت در برابر تاریکی و برودت می‌نگریستند و در خور روز؛ در برابر سرو می‌ایستادند و عهد می‌کردند که لغایت سال بعد یک نهال سرو دیگر کشت کنند.

پیگیری سفارش
لیست مقایسه
?> ?> ?> ?>